* آرتیست 2 سال و4 ماهه *

تیترزدم آرتیست.توضیح داره.چندروزپیشاآلین خانمی بعدازحمام بطوراتفاقی پاش به پایه تخت ماخورد.دردش اومدولی نه درحدی که گریه کنه.فقط درخواست دادجای ضرب خوردگی روببوسم.تصمیم داشتیم منزل مامان بریم .قبل خروج ازمنزل احساس کردم خیلی غیرطبیعی راه میره واصطلاحامی لنگه.موقع پوشیدن کفش دوتاپاهاشوماساژدادم تامتوجه بشم محل ضرب خوردگی دقیقاکجاست واصلاابرازدردمیکنه یانه؟هیچ خبری نبود.تومنزل مامان تاخودشب لنگیدوحتی کج کج می دوید.مامان توصیه کردتافرداصبرکن ببین شایدفقط یه ضرب خوردگی سطحیه که دردمختصری داره.

فرداصبح بعدازبیدارشدن ازخواب همون برنامه تکرارشد.دیگه خیلی ترسیده بودم .قراربوداون شب عموحمیدش مهمانمون باشه.تصمیم گرفتیم شب عموش پاشوبررسی کنه واگراحتمال مشکل داره فرداصبحش سریع بیمارستان ببریمش.بایدذکرکنم که نگرانی من ازچشم خانوم دورنمونده بود.نزدیکای ظهرمتوجه شدم که کاملاعادی راه میره.بعدازظهرغزال عزیزبرای کاری به منزل مااومد.مابین صحبتهای دونفرمون درخصوص این ماجرامتوجه شدیم خانم دوباره مشغول لنگیدنه.وبه این موضوع هم پی بردیم که بلاچه آدمای دوروبرش روکاملافیلم کرده.

چندروزازین ماجراگذشته دیشب به خاله جونیش میگفت.

عموحمیدبیادپای منوببینه اوف شده؟

IMG_5818 IMG_5819 IMG_5897

همینطوردیروزکه ازخواب بیدارشدازتخت پایین نیومد.ازهمونجاهی صدام کرد.رفتم تواطاق.فوری دستاشوکبوترواربازکرده ومیگه:

مامانم بدلم تن.تمرم دردمی تونه. (مامانم بغلم کن کمرم دردمی کنه).

گاهی وسط بازی آخ واوخ کنان ودرحال راه رفتن کج کج میادواظهارمیکنه که مثلاکمرش یادستش دردمیکنه .البته که بایه ماساژوبوسه احباری فوری دردش برطرف میشه.نیشخند

IMG_5901 IMG_5904 IMG_5908

هرروزی که میگذره واژه های قدیمی ارتقاپیدامیکنن.کلمات بطرزصحیح تری ادامیشن وادبیات کاملتر.نکته جالب اینجاست که به هیچ عنوان واژه قدیمی ترابداتکرارنمیشه.برگهای تقویم به سرعت ورق میخورن وتربچه هابزرگ وبزرگ ترمیشن.کی باورش میشه این همون نوزاد2900 گرمیه که حالاقدکشیده ومثل بلبل شیرین زبونی میکنه.بعضی واژه های ارتفایافته عبارتنداز:

خرسی =سسی

مامانم = مامانی یامامان متیه.(البته درمواقعی که نیازبه گوشهای مخملی شده داشته باشه یه مامانم میگه یه مامان جون)

باباعلیضا یاهرازگاهی علیضا=باباعزیزی

IMG_5912 IMG_5916 IMG_5917

بعدهربارکه باهم بحث داریم واحیانابه تیپ هم می زنیم فوری خودشومی رسونه

مامانم...مامانم ....مامانم...ایندد اخم نتن.منوبدل تن.بوسم تن.نازم تن.

(اینقدراخم نکن.منوبغل کن.بوسم کن.نازم کن)تعجب

اینجورموقعهاواقعادیگه بایدلهش کنمنیشخند

فردابرابربا18 خرداد شیطونک بلای ما 2 سال و4 ماهه خواهدشد.هوراتشویقهورا 

IMG_5920

برای چندروزی به قصددیدن خانواده باباعلیضا (بعدقریب به یکسال )عازم شهرستار*خان وباقر*خان هستیم.تابعدبرگشت دسترسی به نت نخواهم داشت.پیشاپیش ازتاخیردرپاسخگویی به کامنتهاعذرمیخوام.

بسیارسفرباید...

/ 52 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان تربچه ها

سلام جیگر رسیدن به خیر[بغل] نخودچی داری[چشمک]

نوگل

سلام مهدیه جون[قلب] ممنونم از لطف و محبتتون عزیزم[گل][گل] امیدوارم همیشه سالم و شاد باشین و سفر خوش گذشته باشه دوست خوبم[قلب][قلب]

مامان امیرپارسا

اگر اومدين پس كوشين[سوال][سوال][سوال]

آزاده و ساینا

سلام مهدیه جون معذرت.... درست شد وبلاگ ساینا[خجالت][گل]

حوريه مامان شايان

سلام مهديه جون الهي قربون دخملي شيرينم اون عكسش كه كجكي وايساده خيلي خوردني شده .. يه مدتي شايان هم هي ميگفت پاهام دلد ميكنه بگلم كن [نیشخند] نميدونم از كجا يادگرفتن فيلم بازي كنن دو سال و چهار ماهگيت مبارك عشقم

مامان امیرپارسا

ما منتظریم زودباش[متفکر] ما منتظریم زودباش[متفکر] ما منتظریم زودباش[متفکر] ما منتظریم زودباش[متفکر] ما منتظریم زودباش[متفکر] برای خودت و عروسک[ماچ][ماچ][ماچ]

زهرا مامان پارسا

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

شراره

سینا در ژی یک هفته مریضی این شکلی شده بود هی می گفت آخ آخ آخ ما هم نگران که ای وای دوباره مریضی اش برگشته حتما درد داره بعد یکبار توی حمام من آب روی انگشت پاش ریختم گفت آی آی به دستش ریختم گفت آخ آخ حوله دورش پیچیدم بازم آخ آخ فهمدیم که بابا سر کاریه در راستای خود لوس کنی الکی آخ آخ میگه ------------------------ الان پرشین برام باز شده کلی ذوق زده هستم واسه من سورپرایز بزرگیه