*دخترک 2 سال و3 ماهه*

تازه ازخواب بیدارشده .اول طبق معمول میگرده عروسکاش روکه لابلای پتوپیچیده شدن پیدامیکنه.میادلبه تخت می ایسته.

مامان.....مامان ......مامان ........مامان متیه......مامان....و....(مثل نوارضبط شده پشت هم تکرارمیکنه.)

جانم؟

بیابدلم (بغلم)کن.من خواب شدم (خواب بودم)بیدارشدم.

چراپتوت روزده بودی کنارمامانی.سرمامیخوری.

خیلی سده (سرده منظورش اینه که چون گرمه پتوروزده کنار)

صبحانه میخوری؟

آیه.(آره)

میادتوآشپزخونه.

قصتو(قرصتو)خوردی؟باباعزیزی قطه اشو (قطره)نبرده.ببریمش دتر(دکتر).آمپول دنده (گنده )بزنه

چشم.

این نون منه؟این ویوان(لیوان) منه؟

بله مال شماست.

این ویوان توئه؟

تونه مامانی شما.باشه؟

این ویوان توئه؟

این لیوان شماست؟

این ویوان توئه؟

صدباردیگه هم بگم بازم حرف خودش رومیزنه.

بله مال منه.

من تمت تونم.(من کمک کنم)

باشه یه دونه چایی بیار.

من خودم میندازم......خیلی گابه (داغه )من نی تونم بندازم.

من تخم مخ (تخم مرغ )میخویم.

صبحانه حاضره.

مامان این چیه؟

زرده تخم مرغ.

زده مال منه؟خیلی خوشزست.

لقمه رومیبرم سمت دهنش.

گابه.

نه مامان جان فوتش کردم.

خیلی کوچیته.(باتشدید "ت" .کوچیکه یعنی بزرگه)

نه شمادهنت روقشنگ بازکن بزرگ نیست.وسرهرلقمه میگه کوچیته و....

**********************

درحال خروج ازمنزل.

مامان این کلاهوبتوشم؟ (بپوشم)

نه مامان.کلاه آبی روبیار.

کلاه سفیدرومیاره.

نه مامان جان اون یکی.

سفیدرومیزاره سرجاش وباخودش زمزمه میکنه:این به رند (رنگ)لباسم نم خوره(نمی خوره)

مامان عس بدیر(عکس بگیر)

باشه شمامنونگاه کن وبخند.

فیگورهمیشگی عکساش رومیگیره وعکاسی انجام میشه.

من کتونی بتوشم؟

آره .

خودم میارم.

*************************

بامامانم تلفنی صحبت میکنه.

مامان پری باباممود تجاست؟(کجاست)میخوام صبت (صحبت )تنم.(کنم).

مامان گوشی رومیده به بابا.

باباممودمامان پری تجاست؟میخوام صبت تنم.

گوشی میاددست مامان.

مامان پری مادرتجاست؟میخوام صبت تنم.

گوشی میره دست مادربزرگم.

مادرباباممودتجاست؟میخوام صبت تنم.

واین برنامه همچنان ادامه پیدامیکنه وسط این انتقال گوشی حرفاشم میزنه.این برنامه درهرمکالمه باخواهرم وهمسرش هم تکرارمیشه.

*************************

جیره بعدازخواب بعدازظهرش یه پاکت شیره.معمولاوقتی خوابه شیررومیزارم بیرون یخچال که خنکیش کم بشه.جاش هم ثابته یاروی کانترآشپزخونه یاروی یخچال اطاق خواب.

همین که چشماش ازخواب بازمیشه:

شیرمن تجاست؟

چشم میچرخونه تاپیداش کنه.گاهی فراموش میکنم بزارم بیرون یخچال.

هنوزچشماش کامل بازنشده.

شیرمن تجاست؟

آخ یادم رفت الان میارم مامانی.

خودم می آیم.

باشه شیرساده بیار.

باشه.

شیرتاتائو(کاکائو)آوردم.

*************************

بامامان راهی پارک بود.

آلیناحرف مامان پری روگوش میکنه ودخترخوبیه.باشه؟؟؟؟؟

باشه.قو....قو..... (قول ....قول یعنی قول میدم دخترخوبی باشم)

ازپارک برگشته.

حرف مامان پری روگوش دادی؟اذیتش نکردی؟

آیه....نه....

بعدباهیجان توضیح میده که:

رفتیم پات (پارک) من جید (جیغ ) زدم.

البته این جیغ زدن کاملادرراستای همون حرف گوش دادن بوده ها.

***********************

قراربودباهم بریم بیرون.کفشاشوپوشیده.درخونه روبازمیکنم.

مامان تیلیدبده (کلید.منظورش سوئیچ ماشینه).

آسانسوروبزن تامن بیام.

زدم.

میایم توپارکینگ.به محض خروج ازآسانسور.فریادمیکشه:

این ماشین منه.این ماشین هسایه (همسایه) ست.این ماشین خانم  ...ست.

بله مامان مال شماست.درروبازکن.

فوری درماشین رومیزنه.

میشونمش توصندلی.برام توضیح میده که باباعزیزی تمر(کمربند) منونبست. (کاری که متاسفانه 80 درصدمواردانجام نمیده وفلسفه خریدکارسیت ونشستن بچه تواون روبه کل زیرسوال میبره)

چون میخوام سرکوچه بازم پیاده شم کمربندخودمونمی بندم.فوراتدکرمیده:

مامان تمرتوببند.بعدگزارش میده دربازشد.بسته شد

چندوقت پیشاهم توماشین بهم گفت:

باباعزیزی براآلین خوشله ماشین بخره من رانندگی تنم.

چشم مامان جان.زهی خیال باطل که این نسل بااسباب بازی وسرگرمی فکری اغفال بشن.

**************************

روی مچ پام یه زخم دیده:

مامان پات چی شده؟پشه شده؟(پشه گزیده)

نه مامان جان اوف شده.

بوسش تنم(کنم)؟بعدفوری جای زخم رومیبوسه

**************************

یکی ازمواردی که خیلی بهش حساسیت داشتم گازگرفتن بود.درسته که اغلب مواردافراداین کاروبرای نشون دادن محبتشون به بچه انجام میدن (که البته خوداینجورابرازمحبت هم جای سوال داره )ولی اصولاباانجامش مخالفم.چه برای بچه خودم چه برای غریبه .هیچوقت تاحالاآلیناروگازنگرفتم وخداروشکرتابه این سن اصلاموردی پیش نیومده که این کارروانجام بده.

اگراحیاناازطرف کسی درمعرض خطرگازگرفتگی قراربگیره فوری تذکرمیده:

منوگازندیر(نگیر).گازبده.بایدبوس تونیم (کنیم)

وبه عینه دیدم بچه های خیلی کوچیکی که این عادت بدروازپدرومادرشون درسن پایین یادگرفتن.

*************************

طبق معمول همه کارهای خرابکارانه وریخت وپاشهای حسابیش زمانی اتفاق میفته که احیانامن مشغول صحبت باتلفن باشم.

گاهی پیش میادتوهمون فاصله مکالمه چنددقیقه ای (توجه کنیدچندساعته نه.چنددقیقه)انواع سبدوتاوه وقابلمه وآبکش وآبمیوه گیری وخلاصه هرچی داخل کابینت باشه به وسط سالن پذیرایی منتقل میشه.

میگم آلینازودبیارهمه روبزارسرجاش.

میخوام آشزی تنم (آشپزی کنم)

نه مامان جان نمیشه اینجا.مهمون میاد.خونمون کثیف میشه.

باذوق وهیجان:

میخوادممون (مهمون )بیاد

بدوباهم جمع کنیم.

خودت ببر.من نی تونم .خسه (خسته)شدم.خودت جم (جمع) تن.

بیامن کمک میکنم باهم ببریم.

من نی تونم.

خلاصه اینکه ازپذیرش هرگونه مهمان بدون هماهنگی قبلی به شدت معذورم.

************************

 وظیفه روشن کردن ماشین لباسشویی به عهده خانمه البته بانظارت.

یعنی اول پاوربعدتنظیم بعداستارت.

برای همه هم توضیح میده که :

من ماشین لباشویی استات تردم.

***********************

ساعت حدودای یک ونیم بعدازظهر.

مامان سوپ منو درم (گرم) تن.(یعنی من گرسنه شدم غذابیار)

این بشاپ (بشقاب )منه؟قاشق بده چندال (چنگال)بده.من خودم میخویم.

باشه بروپیش بندبیارلباست کثیف نشه.

باشه........پیش بن آودم.(آوردم)

بااعتراض....گوش (گوشت )خورد (خرد)نتن.خودم میخویم.

باشه فقط داغه بایدفوت کنی.

خیلی گابه

ویوان (لیوان )من تجاست؟

فجون (فنجون )من تجاست؟

فنجون خونه مامان پری داریم.اینجاکه نداریم.الان لیوانت رومیارم.

واسه من گوب (دوغ )بریز.

***********************

بطورکلی آلیناهمه روبه اسم کوچیک صدامیکنه.وقتی بهش تذکرداده بشه عموویاخاله روهم اضافه میکنه.ولی جالبش اینجاست که همه افرادجوون خاله هستن وهمه خانمهایی دررنج سنی مادرم مامانی.

***********************

مشغول بازی باعروسکاشه.روبه سسی میگه:

الهی بدردم(بگردم)سرت خوردبه دیوار.بیابوسش تنم. (عین جملات منوتکرارمیکنه)

***********************

من توموبال مامان آلین خوشله ببییم بزایم سرجاش.(به نوعی اجازه گرفتن برای برداشتن تلفن دستی من)

میخوام به خانم ....S N S  (همون SMS خودمون)بفستم(بفرستم)

************************

باخاله جونیش برای تعویض روغنی رفته بودتواطاق.بهش گفتم ازخاله تشکرکردی؟

خاله میا تشتر(تشکر)خواهش تردم.

یامیگه:

دستت دردنتونه.

************************

پنجشنبه شب یه تولدسوری برای مانی کوچولوبرگزارشد.

بریم تبلد.من تبلدت مبارت بخونم.بقصم(برقصم)بادست تیت (کیک) بخویم.

که خوشبختانه ازموردآخردرموردخودش صرفنظرکردواین مهم روبه صاحب تولدسپرد.

 

IMG_5728 IMG_5731 IMG_5734 IMG_5735 IMG_5737 IMG_5746 IMG_5751 IMG_5757 IMG_5765

"وخلاصه اینکه شیرین عسل خونمون فردا 2 سال وسه ماهه میشه."هوراتشویقهورا

/ 54 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان اميرپارسا

نههههههههههههههه هاله[دلشکسته] تا قرار شد عروس من باشه پيدات شد[گریه][گریه][گریه]

مامان سارا

واااااااااااای خدا چقد لذت بردم از حرفاش کاش دم دستم بودی قورتت می دادم دخمل خوردنی ی ی ی [ماچ]

مهدیه

وای که چقدر خوردنی و نااااااااز صحبت میکنه الینا خانووووووووم[ماچ] تصور صحبت کردنش هم شیرینه !!! خیلی وقته میخونمتون ..... از این به بعد کامنت می ذارم !

مامان امیرپارسا

مهديه جون كجايي؟؟؟ نگران شديم ها[گریه] ما به اينهمه دوري عادت نداريم[ناراحت]

نينا

مهديه جون چرا آپ نمي‌كني ؟ بابا مرديم از انتظار .......[منتظر] هر روز با هزار اميد و آرزو ميام پاي نت ميبينم بازم ازتون خبري نيست بابا يه كم هواي اين عاشقان جانسوخته رو داشته باشين دلمون تنگ شده واسه دختره

سعیده

مهدیه جون الهی من فدای این شیرین زبونت بشم ماشالله هزار ماشالله تو یهمه عکسهاشم خوش تیپ و خوش لباسه ماشالله فدای اون خنده قشنگش بشم ازطرف من حسابی موچ مالیش کن [ماچ][ماچ][ماچ]

مامان سهند

مهدیه جون کجایی؟تا به حال سابقه نداشته این همه مدت نباشی[ناراحت] نکنه رفتی سفر خانمی[چشمک]

مامان تربچه ها

نخودچی داری [گل]

بارمان و برسام و مامی

وای که چقدر شیرین زبونی تو حسابی کیف کردماز اون مهاورههای شیرینت مهدیه جونمببوس عروسمو [بغل][ماچ]