** روزمرگیها **

پروژه دایپرتقریباباموفقیت به پایان رسید.محض احتیاط ومجکم کاری وجلوگیری ازبارندگی شبانه وعواقب اون (البته تاامروزپیش نیومده )روی تشکهای خوشخواب تختهاروسفره یکبارمصرف کشیدم وروی اون محافظ تشک قرارگرفت تاازحرکت وسرخوردن نایلونهاجلوگیری کنه .درحال حاضرمشکل اینجاست که دخترکمون دراستفاده ازسرویسهای بهداشتی عمومی حتی درمحیط رستوران وسواس به خرج میده واغلب امتناع میکنه .

بعدازپایان مواردفوق نوبت به آخرین مرحله استقلال رسید.اون هم جداکردن جای خواب شاپرک خونه بود.ازطرف دخترکمون ازین بجث استقبال شد.البته پیش میادکه بعدازیه ساعت هم بیدارمیشه وبرمیگرده توتخت ماولی یه دوشبی هم تاحدود7 صبح اونجاخوابیده.تااونجایی که من تحقیق کردم برطبق اصول روانشناسانه بایدبعدهرباربیدارشدن دوباره جای خودش برگردونده  بشه ولی حس مادرانه ام ازین کارمنعم میکنه.مطمئنم بعدگذشت یه مدت کوتاه این موضوع هم به روال عادی برمی گرده.البته ناگفته تماندمسافرتهای طولانی این روزهای همسری هرباریه وقفه درانجام پروژه امون می اندازه ولی دخترک هرروزعنوان میکنه که بعدبرگشت پدرش دوست داره روتختش بخوابه.

ازونجایی که خانومی تواین دوماه اخیرمرتب سرماخورده بود مجابش کردیم که  برای تغییرچهره رضایت بده.شایدحجم زیادموهایی که زمان زیادی برای خشک شدن نیازداشت یکی ازدلایل این سرماخوردگیهای مداوم باشه.کاش اینطوربوده باشه.

طبق روال این مدت اخیر بازکمرنیگم.

اولا:همسری بازم سفره ومادرحال ییلاق وقشلاق کردن مداوم.

دوما:شکرخدادرهای رحمت بازهم دراین جورزمانهابازشده وکامی جان بدجورمشکل دارشده.طوری که بعد10 بارتست کردن موفق نشدم تواین پست عکسی بزارم.اگرکلادیگه غیبت خوردیم شک کنین درحال مداوای اون هستیم.

سوما: عیدهمگی مبارک.باتوجه به دریافت ارورهای مکرروزیادنمی تونم وبلاگی روبازکنم وتبریک بزارم.

چهارما:تولدهمه آذرماهیهای نازنین مبارک.ایضاممکنه دیگه نتونم به تولدشون برسم.

پنجما:جون شماواین دفترخاطرات.

ششما:حتی اسمایلی هم نمیشه گذاشت.ویندوزحسابی بوی الرحمن میده انگار.

/ 29 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوگل

سلام مهدیه جون,خسته نباشین عزیزم,پیشرفتهای جدید خانوم گل مبارک باشه[لبخند][قلب] جای همسر مهربونتون هم خالی نباشه عزیزم,امیدوارم همیشه در کنار هم خوش باشین دوست خوبم[گل][گل][گل]

نازی

چه کار بزرگی. خوش به حالت. از الان نگرانشم. راستی پس عکس دخملی کووو؟ عادت کرده بودیم به دیدن عکساش.

نانا

خدا رو شکررررررررر به خاطر اعلام اختتامیه پروژه دایپر ... مهدیه!!!!‌من بعضی شبها گرفتار باران شبانه می شم [ناراحت] فکرشوووووووو کن!!!!! همش بر می گرده به مسزان مصرفی مایعات قبل از خواب که تقریبا میشه گفت برای آیلین غیر ممکنه کمش کنه!!!‌چون آب و شیر جز اصلی تغذیش رو تشکیل می ده!!! موهای مخملت مبارکککککککککک حتما ناز شددددده... جای آقای پدر خالی نباشه.... و در آخر [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان تربچه ها

سلام عزیزم خوبه که زودی کامی جون برگشت یکسری تغییرات که شده تو پرشین بلاگ مثلا برای گرفتن نظرات میگه ایمیل را فعال کن تا به ادرست بیاد , من هم چند روز که وقتی وارد میشم با اینکه گزینه مرا به خاطر بسپار میزنم ولی باز پاک میشه ,باز دقت کن شاید انگلیسی فارسی میشه یا دکمه کپتال را میزنی امیدوارم به زودی پر رنگ بشی [ماچ][بغل]

مامان سارا

به به مبارکه آلینا خانم گا حسابی خانم شده مهدیه جون نگران وسواسش نباش این عادیه کم کم درست میشه امیدوارم هر چه زودتر مثل سابق پررنگ پررنگ ببینمت[لبخند] دخملی را می بوسم هواااارتا[ماچ][ماچ][ماچ].....

میترا

خب بازم تبریک برای تموم شدن کامل پروژه دایپر خا نم گلی خوش خنده! موهای خوشملشم مبارک انشالله دیگه هیچوقت مریض نشه عسلم! منتظرتون هستیم با عکسای خوشگل آلینا جون همیشه خوب و خوش باشیدددد

مامان مانیا

مهدیه جون سلام دلم واستون تنگ شده. خوبین دخملمون خوبه. [قلب]

مریم

سلام من خیلی آلینا مخملی شما رو دوست دارم . اون وقتا که خاطرات نی نی سایت رو می خوندم عاشقش و عاشقتون شدم . هنوز بچه نداشتم . یه مدت گمتون کردم !!! از هر کی هم سراغ گرفتم هیچی نگفت . فقط مامان نیکو بهم گفت که خوبین و اومدین ایران ! خلاصه یه روز تو پیوند وبلاگ بارمان دیدموتون و الان هم هر روز میام و سر می زنم بهتون . (با اجازه) آلینا جون رو ببوسین . الان خودم یه دختر دارم ! 8 ماهه ... بازم میام ...

شراره

از همین تریبون اعلام می کنم که همه پست هات را می خونم و اینکه کامنت نمی زارم نمی دونم چیه ؟ خدایا به ما توفیق کامنت گذاری عنایت بفرما یعنی چی که یواشکی میام می خونم و الفرار هاااااااااااان[عصبانی] خودم را دعوا کردم که تکرار نکنم[چشمک]