تکرارگزارش تولد

گفته بودم که به دلایلی تولدمخملی روامسال دوروززودترگرفتم.ولی همیشه خودم بااین کارمخالفم.حس روزتولدوبرگزاری جشن توروزخاص خودش برای ماآدم بزرگاهم یه طعم شیرین داره چه برسه به بچه ها.

ازروزپنجشنبه شروع به تدارک مقدمات کردم.مهمانی یه جمع خانوادگی بود.ساعت 12 نیمه شب خونه روتزئین کردیم.آلیناهم هی اون وسط ذوق میکرد.بگذریم که تاصبح هی این تزئینات ریخت وباباعلی دوباره گذاشت سرجاش.

فردای اونروزتاظهرکاراروکردیم وخانمی رویک حمام جانانه دادم وخوابید.حدودای 6 بعدازظهربیدارشدوسریع حاضرش کردم چون قراربودازحول وحوش 7 مهمانهابرسن.

خیلی سرحال بودومرنب میخوندومیرقصید.کلی هم بااین سوتهای کاغذی حال کرد.همونطورکه توعکسهامعلومه راضی به پوشیدن کفش نشد.

IMG_5219 IMG_5223 IMG_5226 IMG_5234

بعدازاینکه همه مهمانهارسیدن وپذیرایی اولیه صورت گرفت مقدمات سروشام روآماده کردیم تابعدش بتوینم حسابی شلوغ کاری کنیم.

IMG_5243 IMG_5245 IMG_5247

ازبعدشام دیگه رسمامراسم تولدشروع شد.اول بابرف شادی.که استفاده اش رو به کسی توصیه نمیکنم.اولین ومهمترین دلیلش بوی بسیارتندی داشت که مناسب فضای منزل نبودازطرفی هم کثیف کاری زیادداشت

IMG_5281

وبعداون کلی کاغذرنگی که درهواپراکنده شدومخملی ازذوقش جیغ میکشید.اینم تصویرکف سالن بعدماجرا

IMG_5284

یکمی جینگولک بازی وانجام حرکات موزون وایضاکنسرت توسط مخملی

IMG_5285 IMG_5286

شیرین ترین قسمت ماجرا

IMG_5287

 این آلیناخانم خیلی اهل شیرینی وکیک نیست ولی گاهی هم بدش نمیادیه تست بکنه.اونشب اززمانی که کیک روگذاشتیم روی میزخانم انگشت مبارک سبابه اشون مرتب فعالیت میکرد.یعنی کاملااون قسمت که جلوی خودش بودروتوفاصله فوت کردن شمع میل کرده بود.مرتب هم میگفت مامان خیلی خوشزست

IMG_5295 IMG_5296

ابرازشادی ازروشن بودن فشفشه که خانم عاشقشه

IMG_5301 IMG_5304 IMG_5306

بعدفوت کردن شمع بودکه که فقط فیلم دارم.

IMG_5319

وقتی مانی کوچولوهم اومدوتوکادرقرارگرفت خانم انگشت انگشت خامه کیک روبه مانی تعارف میکردتااونم بی نصیب نمونه. براش کاردکیک آوردیم که خانمی مثلاکیک 2 سالگیش روبرش بزنه ولی تازه متوجه شدباکاردخوردن مزه اش بیشتره

IMG_5358 IMG_5359 IMG_5360

وبعدمیل کردن کیک وچای نوبت به بازکردن هدایارسیدکه این مهم به بنده واگذارشد

یک پلاک طلاکه مامانی (مامان علیرضا) به مناسبت تولدمخملی باپست ارسال کرده بود 

IMG_5364

دوعددالنگوهدیه من ویکی دیگه هدیه باباعزیزی

IMG_5368

دوعددالنگوازطرف مامان وبابام

IMG_5369

یه سوئی شرت ویه عروسک هدیه عموحمیدوموژان واشکان

IMG_5372

 یه عروسک ازطرف دایی مهدی وهمسرشون ومانی عسلی

IMG_5373

 یه کاپشن بهاره وپاییزه ازطرف دایی هادی وهمسرشون

IMG_5370

یه ژاکت خوشگل وخوشرنگ ازطرف خاله محیاوعموآیدین

IMG_5371

اونشب آلیناخیلی خیلی ازجشنش لذت برد.شب موقع خواب ازش پرسیدم

آلیناتولدت رودوست داشتی گفت آیه .گفتم بهت خوش گذشته میگه آیه

روزیکشنه برابربا18 بهمن و7 فوریه دوباره تولدشمسی ومیلادی خانمی مقارن باهم شد.

صبح یکشنبه وقتی خانم بیدارشدوکاراشوکردم شروع به تهیه یکعددکیک کردم.این عکس حاصل اولین پروژه کیک خامه ای پزون اینجانبهخجالتخیلی دوست داشتم برای روزتولدش بازم کیک داشته باشه.

IMG_5375

تولددومی وبه قولی تولداصل کاری تومنزل پدری من برگزارشد. ازصبح اونروزمرتب باهم آهنگ تولدخوندیم.وخانمی خوشحال بود.گویاکاملااحساس میکردکه چقدرروزمهمی برای همگی ماست.اونجاهم کلی ابرازخوشحالی کردکه به تصویرکشیده شد.البته قضیه ناخنک زدن به کیک همچنان پابرجابود

IMG_5384 IMG_5385 IMG_5392 IMG_5393 IMG_5394 IMG_5395 IMG_5396 IMG_5407

وبعدیکمی ازکیک مامان پزش میل کرداینقدرمشغول خوردن بودکه اصلابه دوربین نگاه

نمیکرد

IMG_5411

اونشب هم خانمی یه هدیه جانانه گرفت.یکی ازدوستان مالزیایی که تواون دوسال خواهری رودرحق ماتموم کرده بودبه مناسبت تولدآلین وازطریق یکی ازدوستان باباعلی برای آلیناهدیه فرستاده بود.

یه صفحه مگنتی که روش حروف اسم خانم مشاهده میشد.من که ذوق مرگ شدم چون مدتهابوددنبال یه چیزی تواین سبک میگشتم

IMG_5416

این روزاهرروزتولدداشتیم.امروزتولدمامانمه که جشنش دیشب برگزارشد.بعدصرف یه شام خوشمزه نوبت به مراسم کیک برون رسید.آلین خانم هم راه میرفت ومیگفت تبلده.بازم حسابی ازخجالت کیک دراومد.

IMG_5417 IMG_5420 IMG_5421

بعدازبرش کیک هم به مامان گفت تبلدت مبارت.

 اینم گزارشی مبسوط وپرعکس ازبرگزاری جشن تولددوسالگی پرنسس خونه ما.ازهمه دوستانی که تولدخانمی روتبریک گفتن بی نهایت سپاسگزارم.ازسعیده عزیزمامان غنچه های زندگی /غزال مهربونم مامان رونیکا/شبنم نازنینم مامان تربچه هاوهمینطورجوجوی مهربون که تماس تلفنی گرفتن بسیارممنونم.امیوارم بتونم لطف همگی روجبران کنم.ماچبغل

********************

اینم تکرارگزارش مبسوط تولدمخملی که بااحترام به درخواست دوستان خوبم ویرایشش کردم.شماجون بخواین کیه که بدهچشمکنیشخندولی ازخداکه پنهان نیست ازشماچه پهنون جایگزینی مجددعکسهادرمتن اجدادم روجلوی چشمانم به رقص ازنوع برره ای درآوردگریه

/ 40 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

من که مردم از بس عکسای این دختره خوشگله الهه جون قاتل من تویی گفته باشم [چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک][چشمک]

نانا

[ماچ][زودباش][زودباش]

سميه-مامان نگار

چه تولد قشنگي واسه آلين گرفتين[قلب] قربونش برم ماشالله بزرگ شده.مهديه براش اسفند دود كن حتما عكساش خيلي خيلي قشنگ بود[ماچ][ماچ][ماچ]

اهورا

عزیزم عالی بود . باز هم تولد مخمل گلی مبارک . [قلب][هورا][بغل]

اهورا

[قلب][بغل][ماچ][بغل]

مامان امیرحسین

سلام عزیزم نمی دونم چرا اینطوریه روی کامپیوتر خودم درست نشون می ده اما رو کامپیوترهای همکارام هم همینطوره که شما می گین شاید هم به خاطر قالب وبلاگه باشه حالا قالبشو عوض می کنم ببینم درست می شه یانه؟

سارا و سالار

سلام عزیزززززززززم.خواستم برات خصوصی بذارمشون اینجا اما نمیدونم چرا نمیشه .برات میل میکنم.عیب نداره که ؟

سارا و سالار

موفق شدممممممممممممم بفرستم برات خصوصی[دلقک]الان بقیه اشم میفرستم پس.میل نمیکنما.همین جا میذارم برات