* دکترکوچولو *

مامانی وقتی شماعروسی کردین من کجابودم؟سوال

شماتوآسمون پیش فرشته هابودی.بعدچندسال من گفتم یه دخترکوچولوی نازمی خوام.بعدشماازآسمون اومدی تودل مامان.وقتی تودلم بودی به مامان لگدمی زدی.پاتوفشارمیدادی و...خواب

مامان کفش داشتم؟ سوال

نه مامانی.

کتونی داشتم؟سوال

نه مامان جون نداشتی.

بعدچندماه رفتیم پیش خانم دکترشماروازدل من آوردبیرون.

بالخت (لخت -برهنه) بودم؟کوچولوبودم ؟سوال

آره لباس نداشتی.کوچولوبودی.ولی خیلی نازبودی.قلب

بعدشیردرست خوردم بزرگ شدم؟سوال

آره کم کم بزرگ شدی ودندون درآوردی.الانم که غذاتوخوب میخوری که قوی بشی.چشمک

تازه چونه ام گرم شده بودبراش قصه میگفتم که خیلی ناگهانی بحث رومختومه کردوذوق من روکور.ناراحت

******************

عزیزم چرادرازکشیدی؟حالت خوب نیست؟سوال

مامانم دلم دردمیکنه.چشمکدروغگو

دایو(دارو)بیارم برات؟الان قطه (قطره)بینی میارم.

اول مثلاقرص وآب بهم میده وبعدهم قطره بینی می ریزه.چشمک

دلت خوب شد؟سوال

نه هنوزدردمیکنه.دروغگودروغگودروغگو

فک کنم بچه دایه دنیامیاد.متفکر

جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تعجبتعجبتعجب

الان آزمایشت میکنم.از خود راضی

صب (صبر)کن .آزمایش به تعقیب (تعویق)افتاد.مژه

چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تعجبتعجبتعجب

میره کیف لوازم پزشکیش رومیاره.همزمان هم باموبایلش مشغول صحبته.مثلابادکتردیگه ای داره مشورت میکنه.

آیه (آره)بچه دایه (داره)دنیامیاد.الان دلشوباچاقوپاره میکنم.از خود راضی

درکوتاهترین زمان ممکن شکم من پاره میشه ومتعاقباخرسی متولدمیشه.درحالیکه خرسی جونش رومجکم توبغل گرفته نوزادتازه متولدشده روبهم نشون میده.

دخترمون استعداددکتربازیش عالیه.نیشخندخنده

******************

درموردمسئله ای باپدرش مشغول بحث هستیم.یکمی چاشنی خشانت هم ضمیمه گفتگوهامون هست.نیشخند

مامان شماباباعزیزه رودوست داری؟سوال

تعجبتعجبمتفکرآره دخترم.

پس باهاش عروسی کن دیده(دیگه).بعدمن ازآسمون بیام تودلتمژه

چشم چشمک

لطفالباسهاتونوبدوزید.یه عروسی افتادینخندهخندهخنده

 

 

/ 41 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان مینوفر

اوه خوب شد من تازه اومدم وگرنه لباس رو دستم مونده بود[نیشخند] عروسی دوباره هم بد نیست امکانات الان بیشتره لباسها و عکس ها جدیدتره اگر مینوفر پیشنهاد کنه من دو دستی میچسبم راستی: اگر افتخار بدید دوست داریم یه تعامل با دوستان وبلاگی داشته باشیم با خوندن پست جدیدم متوجه میشید منتظرتون هستم

مامان کیا

مهدیه جون حالا که دیدی شمار مهمونات رفت بالا بیخیال عروسی شدی.حالا باید خسارت بدی خواهرم:پول لباس،بلیط رفت و برگشت[چشمک] [بغل][ماچ]

مامان دینا

خیـــــــــــــــلی شیرینی آلین شیرین زبون.[ماچ][ماچ]

مامان امیرپارسا

ای جان قربون خودت و شیرین زبونیت برم نازنینم[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][بغل]

سپیده

سلام مامانی من تازه دارم با وبلاگهای فرشته کوچولو ها اشنا میشم و از دیدنشو ذوق میکنم...... میخوام یک اعترافی بکنم.....: دختر شما بسیار شیرین زبون و زیبا هست....اینده درخشانی در انتظارش هست و همچنین از سلیقه شما بسیار خوشم امد تا جایی که جا داشت بسیاری از پست هارو خوندم و عکس هارو دیدم...لباس های جذاب و زیبایی رو با بهترین ست ممکنه برای دختر کوچولو انتخاب کردین... عاشق سلیقتون شدم[بغل] ماشاال.. چه دختر مارک پوشی هم دارین[ماچ] اسم خانومی هم خیلی زیباست ....من کلا از اسم های تک و خاص خوشم میاد اگه اجازه بدین میخوام خوانندتون باشم زین پس[لبخند]

پرنده خانوم

[قهقهه][قهقهه] آلیناااااااااااااااااااااااااااااااااااااا میخورمت من [بغل][بغل][بغل] آخه تو چقدر جیگری نازدونه شیرین زبووووووووون [بغل][ماچ]

مانلي

[قلب][ماچ][چشمک]

لیلا مامان پویان

ای بابا من که دیر رسیدم به عروسی[چشمک] خیلی شیرینی آلینا جونم[ماچ][بغل] مهدیه جان پویان هم از این کلمه "بالخت"زیاد استفده می کنه... [ماچ][بغل][قلب]

پرتو روشن ترین نور

دختر من دکتر نمیشه ولی خودش را تا جایی که میتونه کوچیک میکنه و میره توی لباسم و داد میزنه دکتر کمک کمک میخوام به دنیا بیام... میبوسمش یک خصوصی هم براتون گذاشتم

سحر

بخدا خیلی شیرینه این دختر ...همیشه لباش خندونه ...ادم روحش تازه میشه ...قربون اون لاک های خوشگلش و اون موهای نازش ....حیف شد عروسی منتفی شد ...طفلی بابا عزیزه [قهقهه]