به همین سادگی

چندروزپیشا بودکه به اتفاق سرکاربرای خریدیه تخته پتوبعنوان روتختیمون به یکی ازفروشگاههامراجعه کردیم.اززمانیکه رسیدیم خونه عاشق نرمی ولطافتش شدی وهمش سوال میکردی که کی روی تخت پهنش میکنیم.باتوجه به اینکه پتوی روتخت خودت هم دقیقاازهمون مارک بودباهمون مشخصات.

ازعصرروزیکه پتوی مذکورروپهن کردم کم کم شروع به مخملی کردن گوشام کردی.

مامانم شمابدون من اصلاخوابت نمی بره؟

نه مامانی اصلا.دروغگودروغگودروغگو

مامانی من پیشت نباشم خوابهای بدمی بینی؟

اوهوم.دروغگودروغگودروغگو

شب موقع خواب اصرارداشتی بازم روتخت مابخوابی.خلاصی بااندکی جبرباهم رفتیم تواطاقت.طبق معمول شمابالاومن روی زمین خوابیدیم.هرشب همین طوری میخوابیم تازمانیکه شماخوابت ببره ومن بتونم برگردم سرجام.باکلی سخن پراکنی درموردموضوعات مختلف راضی شدی دیگه چشماتوببندی.

وقتی به خودم اومدم کاملابدنم خشک شده بودوکمرم به شدت دردمیکرد.یکمی گوش کردم صدایی ازروتختت نمی اومد.مطمئن شدم که خوابیدی.آروم بلندشدم.ازتعجب خشکم زد.سرجات نبودی.تختت خالی بود.اگربرای خوردن آب ویارفتن به دستشویی  رفته بودی صددرصدبیدارمیشدم چون درکنارت همیشه هوشیارمیخوابم.

ساعت از3 ونیم صبح هم گذشته بود.هیچ نوروصدایی توخونه نبود.اومدم تواطاق دیدم خیلی راحت درکنارپدرت زیرپتوی مذکورخوابیدی.اینجورکه باباعزیزه میگفت همون اول شب همین که ازخواب بودن من مطمئن شدی رفتی تواطاق ماوخوابیدی.

به همین سادگی منوبه یه پتوفروختی.تعجبتعجب

امان ازین روزگار.گریه

بعدفروکش کردن تب لوازم آرایش امروزبهم سفارش کفش پایه بلند (پاشنه بلند) میدادی.خداآخروعاقبت ماروباشمادختربخیرکنهقلب

 

/ 46 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین مامان امیرعلی

جیگر تو مهدیه که جواب میدی فدات شم مرسی عزیزم آلین را ببوس امیدوارم یک روز بیاد که بگیم امشب را راحت خوابیدم چون اگر این فسقلی ها هم نیان پیش ما بخوابند فکر آینده آنها نمی ذاره راحت بخوابیم ماچ ماچ

آزاده و ساینا

کفش پایه بلند[ماچ][خنده]

مامان امیرپارسا

خودم برات یه پایه بلند میخرم عروسک من با یه دونه پتو نرم و گرم .... اصلا بیا پیش خودم بخواب[نیشخند]

شراره

در مورد جای خواب سینا توی اتاق ما می خوابه چون اتاق دیگری نداریم متاسفانه و خونه یکخوابه است ولی براش محرز شده که توی تخت ما جاش نیست و باید توی رختخواب خودش بخوابه موفق باشی بالاخره این همه تلاشت به نتیجه خواهد رسید و می دونم که تو می میتونی بعد من هی می شینم غصه می خورم که هی دل غافل دیر جنبیدم[تایید]

مامان خانومی ساینا

واییییییییییی خدا بچلونش این جیگرو منم همین برنامه رو با ساینا دارم و اغلب همون جا خوابم میبره تازگیها از ترس سرماخوردن و کمر درد بالشت و پتو با خودم میبرم

مامان يكتا

کاش دنیا سراسر کودکانه می شد و ما کودک! روزت مبارك قشنگ خاله اي جانممممممم لذت بردم از اين كارهاي قشنگش اگه پيشم بود ميچلوندمش خواهر خوب فروختت كه حالا پتو يه ارزشي داره ما كه با يه ددر تخه ميشيم ههههههههه[ماچ][گل]

آنالی

ها ها ها...عاشق این هیجانهای بچه گی ام من

لیلیوم

[بغل][بغل][بغل][بغل] ای جانم فسقلیه بلا [ماچ] کفش پایه بلند[قهقهه][قهقهه]