** زندگی ودیگرهیچ **

حدوددوهفته ای هست که ازخونه مجازیمون دوربودم.تواین مدت هروزه اتفاقات ناگهانی برامون پیش اومدو تشعشعاتش نظم روتین زندگی سه نفرمون روبهم زد.که درصدرهمه کسالت پدرم بود.گاهی مسائل حاشیه زندگی آنچنان قدرت رودردست می گیزن که من وشماچاره ای جزصبربرای گذران روزها وچشم به فرداهادوختن رونداریم.

علاوه برنبودمطلبی قابل عرض تمرکزلازم روهم برای نوشتن یک پست درست ودرمون هنوزندارم.شایدفرداشاید هفته آینده شایدم ماه اینده.علی الحساب خواستم بابرگشتن دوباره به این دفترخاطرات اینترنتی کمی بارفکریم روسبک کنم.

ازهمه دوستانی که برام کامنت گذاشتن وجویای احوالمون بودن بسیارسپاسگزارم.درادامه فقط به گذاشتن چندتاعکس بسنده میکنم.

*********************

مدلهای جدیدخواب شاپرکونه.توعکس دوم لیوان توی دستش کلی سوژه است.

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

سرگرمی جدیددخترک خونه ما

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

 

پشت دریا شهری است که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر ، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند که به یک شعله ،به یک خواب لطیف
خاک موسیقی احساس ترا می شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد
پشت دریا شهریست که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحر خیزان است
قایقی خواهم ساخت ، خواهم انداخت به آب
قایق از تور تهی ، و دل از آرزوی مروارید
همچنان خواهم راند ، همچنان خواهم خواند ،
دور باید شد از این خاک غریب
شب سرودش را خواند ، نوبت پنجره هاست
همچنان خواهم راند ، همچنان خواهم خواند

"مرحوم سهراب"

 

/ 62 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگین

مهدیه جان خدا بد نده. چی شده عزیزم. کاش ازت شماره داشتم. [ناراحت]

فاطمه مامی نیکو

سلام عسیسم...خوبی ایشالا؟؟؟ خدا بد نده؟؟ بابا بهترن؟؟؟ عسل خانوم برا خودش مخملی شده ها...ماشالا که جلوی چشممون زمان مثل برق و باد میگذره و بزرگ شدنشونو میبینیم...سالم باشن الهی [ماچ] امیدورام روزای آرامش زود به خونه گرم شما برگرده و مثل قبل شاد و سرحال ببینیمت:)))) بوووووووووووووس[قلب]

سپیده عمه آریانا

سلام مهدیه جون خوبید ؟ آلینای گلم چظوره ؟ پدرتون بهتر شدن انشااله که همیشه سلامت باشند و کسالتشون برطرف شده باشه. عسلک نازم رو ببوسید[ماچ][بغل][قلب][گل]

شیرین

سلام خوشحال شدم به وبلاگ نیما نظر دادین.[ماچ][ماچ][ماچ]

مامان پارميس

يه خصوصي براتون گذاشتم .

مامان پارميس

لطفا ايميلت رو چك كن .

مامان تربچه ها

خواهر نخودچی داری توپسسسسسسس

مامان دینا

سلام خانمی . پدرتون بهتر شدن .انشالله که کسالتشون بر طرف شده باشه.

مامان شایان

امیدوارم کسالت بابای مهربونت هر چه زودتر رفع بشه و سایش همیشه رو سر مامان متیه مهربون باشه دخملی چه خوابی هم کرد الهی قربون خنده هات

ساناز(مامان سلين)

حال بابات بهتره؟ قايق ساختي و انداختي تو آب؟