عنوان؟؟؟؟؟؟؟

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

طبق معمول بنجشنبه هاداریم میریم شرکت دنبال همسرجان .توتقاطع حافظ یه اتوبوس بشت چراغ قرمزکنارمون توقف میکنه.

مامان من ازین ماشین بزرگااصن (اصلا)دوست ندارم.

اتوبوسومیگی چرا؟

من اتوبوس اصن دوست ندارم.

فردای همون روزجمعه عصر.تقاطع نیایش -ولیعصر.

مامان من اتوبوس خیلی دوست دارم.بگوباباعزیزه اتوبوس بخره.تعجب

چشم بزاربابااول گواهینامه بایه یکش روبگیره بعد.نیشخند

باباعزیزلطن (لطفا)گوانامه (گواهینامه )بایه یک بگیراتوبوس بخر.تعجب

لازم به ذکره خانم بعدبرگشتمون به ایران تابحال سواراتوبوس ویاهروسیله نقلیه متفرقه ای نشده.یه باراتفاقی قراربودباهم باآژانس جایی بریم باگریه سوارش کردم.ناراحت

*****************

مامان دیدی عروسی کردین با باباعزیزه.

آره مامانی.شماکجابودی؟

من تودلت بودم.توآسمون بودم.تعجب

بعدبادلخوری فراوووون

آخه چرامنوتنهاگذاشتی رفتی با بایاعزیزه عروسی کردی؟گریه

درموردحضورایشون دراسمون کسی تابحال صحبتی نکرده بود.

******************

برای اینکه خانم راحت جهت انجام کارای گلاب به رویی مراجعه کنه درسرویس بهداشتی روکامل نمی بندم ازون وربدرش هربارفراموش میکنه دررومحکم نکنه.درنتیجه درساعاتی که بدرش خونه باشه به دربسته میخوره خانم.

مده (مگه ) صددفعه نگفتم دررونبندین نگفتم!!!!!!!!!عصبانی

*******************

توآشبزخونه مشغول تدارک شامم وخانم هم درحال لگوبازی.البته مثل همیشه گوشاش بیش صدای تی ویه.

یه فیلم درحال بخشه.زن ومرددرحال مشاجره هستن.عین جمله روبرام تکرارمیکنه

مامان چت شده؟دیگه باباعزیزه رودوست نداری.سوالتعجب

******************

میام می شینم وریموت روبرمیدارم تاکانال روعوض کنم.

مامان عبضش (عوضش )نکن میخوام آکا*دمی موسی*قی گو*گو*ش ببینم.نیشخند

******************

هرچندوقت یه بارفیل باباعزیزه یادهندوستان میکنه وتصمیم میگیره آموزش زبان آذری روبرای دخترمون سروع کنه.خودمم خیلی تمایل دارم آلیناحتمایادبگیره.

(لازم به ذکره تمام اقوام همسری تبریزهستن وغیرازبرادربزرگشون کسی تهران نیست.یعنی عملاماترکی رودرتهران نمی شنویم.)

باباعزیزه آب میدی؟

ترکی بگو . سو ایستیرم.

نمی تونم بگم سوایستیرم.ناراحت

آلینا نجسن؟

بابانمی تونم بگم نجسن اهههههههههه.ناراحت

مامان آخه من ازدست باباعزیزه چی کارکنم؟گریه

******************

شب سالگردازدواجمون بدرش بهش یادداده بودبیادبیشم وتبریک بگه.ازونجایی که کلاخیلی عشق کیکه وبراش تداعی کننده جشن تولده خیلی ذوق زده اومد:

مامان جون جونی نامزدیت مبارک!!!!!

*******************

گفته بودم مخملک دیگه شبهاتوی اطاق وتخت خودش می خوابه.تامدتی قبل یکساعت بعدازبه خواب رفتن بیدارمی شدوبرمی گشت بیشمون حالاگوش شیطون کروچشمش کورتاحدودای 5 یا6 وگاهی تا7 صبح سرجای خودش می خوابه .ولی ماجراهاداریم باهاش وقتی بیدارمیشه.

آلیناچراتوتختت نموندی؟

آخه من بیدارشدم دیدم تونیستی منوتنهاگذاشتی.من کوچولوام.گناه دارم.نبایدمنوتنهابزاری.من دخترتم.تومامان کوچولوی منی.تعجبنبایدمنوتنهابزاری.

(گوشارودارین که )چشمکنیشخند

قسمت جالب قضیه اینجاست که وقتی میاددستاش کاملامشغوله .

خرسی ومیمون کوچولوش که هستن.گاهی دمبایی روفرشی منم که تواطاقش جامونده میاره.بعدلیوان آبش هم هست.خلاصه توتاریکی اطاق هم همه چیزروجمع وجورمیکنه ومیاره.نکنه چیزی جابمونه.

*****************

توجملاتش مرتب ازدینوز (دیروز) -انوز(امروز) -راستی -یادته-دیدی-انشب (امشب)ودیشب استفاده میکنه.

برام ازخوابهای شبانه اش تعریف میکنه.البته اکثراخوابهای جنایی می بینه.عینکخواب

طرزادای کلماتش خیلی خوب شده وتقریبادیگه کاملادرست تلفظ میکنه .ولی من همچنان عاشق این افعال فی البداهه وکلمات اختصاصی خودش هستم.

******************

یکی ازعادتهای آزاردهنده آلینا(البته ازنظرمن وبرای من )حضورمداومش توی آشبزخونه است.همونطورکه می دونین خونه های امروزی چندمتری یه آشبزخونه فسقلی دارن .واین حضورمداومش تومواقعی که حسابی اونجامشغولم اذیتم میکنه.

آلینالطفابروبیرون دیگه خستم کردی.

مامان معذرت میخوام.بوسم کن.من خانومم.بادومم.فنگوگم (فندقم).مژه

قربونت برم بروبیرون.بغل

فدات بشم.تعجب

بعد5 دقیقه دوباره برمیگرده.ناراحتگریه

*****************

بعدمدتهادوباره به بازی بالگوهاش علاقمندشده.ولی جالب اینجاست که اکثرادوربین عکاسی می سازه اونم بالنزهای کاملاحرفه ای وآنچنانی دقیقااین شکلیچشمک

آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز آپلود سنتر عکس وب سایت فیروز

/ 55 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم(مامان رومینا)

سیلام گلکم چطوری با زحمتهای ما شرمندتم به خدا[خجالت] اول بذار تولدتو تبریک بگم [هورا][هورا][هورا]ان شالله سالی که پیش رو داری برات توام با سلامت و دلخوشی و شادی باشه.[قلب][ماچ] رومینا هم شکر خدا تهوعش بند اومده اسهالش ولی نه[نگران] دیگه کم اوردم مهدیه خیلی خسته شدم [گریه]طفلی بچه ام آب شده حسابی این ویروس لعنتی اعصاب برامون نذاشته[گریه] دعا کن زود خوب شه امروز دوباره از دکترش وقت گرفتم ببرمش مرسی که یادمون بودی بوسسسسسسس

زهره مامان کیانا

[ماچ][ماچ][ماچ]

زهره مامان کیانا

[گل][گل][گل]

زهره مامان کیانا

120 سال کنار خانواده خوشبخت و سلامت باشید[ماچ][گل]

سپیده عمه آریانا

سلام مهدیه جون نازنینم تولدت مبارک عزیزم انشااله 120 سال در کنار همسر مهربون و آلین عزیزم سلامت و شاد و خوشبخت زندگی کنید . بهترین ارزوها رو براتون آرزومندم . هر چه ارزوی خوبه مال تو .... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [هورا][هورا][هورا][هورا] [ماچ][بغل][قلب][ماچ]

سپیده عمه آریانا

¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸ ::::::(\_(\:::::::::(\_(\:::::::(\_(\:::::::(\_(\::::::::(\_(\::::::::::: ::::::(=' :'):::::::(=' :')::::::(=' :')::::::(=' :')::::::(=' :')::::::::: ::::::(,('')(''):::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,('')('')::::::: ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸ دوستون دارم به اندازه همه ستاره های آسمون آبی . تولدنژت مبارک مهدیه جون مهربونم[ماچ][ماچ][قلب] ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸ ::::::(\_(\:::::::::(\_(\:::::::(\_(\:::::::(\_(\::::::::(\_(\::::::::::: ::::::(=' :'):::::::(=' :')::::::(=' :')::::::(=' :')::::::(=' :')::::::::: ::::::(,('')(''):::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,('')('')::::(,

سپیده عمه آریانا

★*☆♡* ــ★*☆♡* ــــ★*☆♡* ــــــ★*☆♡* ــــــــ★*☆♡* ــــــــــ★*☆♡* ــــــــــــ★*☆♡* ــــــــــــــ★*☆♡* تولدت مبارک........تـــــــولــــــــــــــــــــدت مبارک . ★*☆♡* ــ★*☆♡* ــــ★*☆♡* ــــــ★*☆♡* ــــــــ★*☆♡* ــــــــــ★*☆♡* ــــــــــــ★*☆♡* ــــــــــــــ★*☆♡*تولدت مبارک........تـــــــولــــــــــــــــــــدت مبارک . ★*☆♡* ــ★*☆♡* ــــ★*☆♡* ــــــ★*☆♡* ــــــــ★*☆♡* ــــــــــ★*☆♡* ــــــــــــ★*☆♡* ــــــــــــــ★*☆♡* تولدت مبارک........تـــــــولــــــــــــــــــــدت مبارک. ★*☆♡* ــ★*☆♡* ــــ★*☆♡* ــــــ★*☆♡* ــــــــ★*☆♡* ــــــــــ★*☆♡* تولدت مبارککککککککک مهدیه جون[گل]

لیلا مامان پویان

وای مهدیه جان پویان هم دقیقا شبها اتاقش رو با خودش میاره تو تخت[چشمک] انوز ،دینوز و انشبش من کشته[قلب][ماچ][بغل]

بارمان و برسام و مامی

آخی که چقدر این دخمر نازه شیرین زبونه [ماچ] بارمان به یه روش دیگه میاد من صبح که بیدار میشم البته بهترش به هوش میام میبینم یه فرشته کوچولو هم بغلم خوابیده حالا چه ساعتی میاد کی خدا میدونه مهدیه جون بزار عروسم تو آشپزخونه یه کم آشپزی یاد بگیره دیگه [چشمک]

مامان آنیتا

اول از همه تولدتون مبارک. الهی 100 ساله باشین. [گل][گل]دوم از همه خوشحالم که حال آلین خوشله خوب شده و خندون می بینمش. [قلب] سوم از همه باید بگم که شیرین زبونی هاش منو کشته. ولی از اون قسمت که شب ها که می آد تو اتاقتون با دست پر می آد، حسابی خندیدم. می بوسمش.[ماچ]