شیرین زبونی

همون شبی که قراربودباباباعلی کارهای نیمه تموم روانجام بدیم شرایط طوری شدکه کسی امکان نگهداری خانم رونداشت.ناچاراباخودمون بردیمش.خیلی سوزبدی می اومدسعی کردیم درکوتاهترین زمان ممکن کارهاروتموم کنیم.

توخیابون درخواست مید ادخودش راه بره.پیاده روهم شلوغ.پدرش بغلش کردکه شدیدا به خانم برخوردوسعی میکردهرچوری هست بیاد پایین.حالایاباتقلای زیاد یاباکولی بازی.

باباعلی به زورتوصندلی ماشین نشوندش وکمرش روبست.

وقتی سوارشدم شروع به دردودل کرد.

آلینا:

مامان متیه (مامان مهدیه)

باباعزیزی اذت(باباعلیرضااذیتم کرده)

گیه(گریه کردم)

اشک(اشکام اومده)

خاله میاکجایی؟(خاله محیاکجایی؟)

*************************

بهش گفتم آلینابیالباست روعوض کنم بریم خونه مامانی کباب بخوری.

قراربودقبلش جای دیگه ای بریم .

توبلوارازسرخیابون مامان اینهاردشدیم

آلینا:

باباعزیزی.نتن.بییم مامانی.(باباعلیرضانکن.بریم خونه مامانی)

رسیدیم خونه مامانم.مامان بهش میگه .آلیناجونم بیابوست کنم دخترم.سرشوانداخته پایین رفته توآشپزخونه .سراغ کبابپز.مامان ازش میپرسه چی میخوای مامانی.

یه پایی ایستاده میگه کباب.

***********************

روی کاناپه پدرم روزنامه میخونه .کنارش هم دسته روزنامه ولوشده.یه عروسک اندازه خودش برداشته باهم بازورمیخوادبره بالا.نمیتونه

باباممود.برو تنار.سریععععععععع.(بابامحمود بروکنارسریع)

************************

چندوقت پیش مامان براش تاب خریده بود.قرارشدهمونجاخونه اونهابمونه تاهم آلینابازی کنه هم مانی.روزای اول استقبال کردبعدیه مدت دیگه نگاش هم نمیکرد.پدرم هم تاب روجمع کردچون توورودی دراطاق بود.

اولین باری که رفت منزلشون بدوبدواومدوگفت

مامان متیه تاب نیست.

*************************

رفته تواطاق مدل عکسای پستهای قبل خودش رودرست کرده بدوبدومیادپیشم.

مامان عسک (مامان ازم عکس بگیر)

میگم بخند.نیشش وتابناگوش بازمیکنه.

چندتاعکس میگیرم.فوری میگه (آلین خوشله)(عکسهای آلیناخوشگله روتودوربین نشونم بده)

*************************

ازخواب بیدارشده.هنوزازاطاق بیرون نیومده.

آلینا:مامان متیه

جانم بیدارشدی مامانی.

آلینا:سرلاک درس.(برام سرلاک درست کن)

خلاصه رضایت میده بیادازاطاق بیرون.

تامیادتوسالن میگه مامان نلویزی روشن.نانای(مامان تلویزیون روروشن کن نانایبزار)

************************

پای کامیپوترنشستم.بدوبدومیاد

آلینا مامان بوس بوس

بوسش میکنم.(هنوزم غیرعروسکهاش هیچکس روبوس نمیکنه.اگرم بهش بگیم بوسم کن گونه اش رومیچسبونه)

آلینا:بدل- آلین خوشله(بغلم کن توکامی عکسهای آلیناخوشگله روببینم)

نمیشه مامانی.کاردارم.الان میام پیشت

آلینا:مامان خواهش.آشی .بوس .(مامان خواهش میکنم.آشتی.بوس کنیم)

آلینا:مامان جون بوس بوس.بدل(بغلم کن)

تاخلاصه میادبالا.ازونجایی که دیگه پایین بروهم نیست بعددیدن چندعکس رسماکامپیوترخاموش میشه.

*********************

حسابی زدیم به تیپ هم.اخمهام توهمه.گریه کنون میاد

آلینا:مامان ببشید.آشی.بوس(مامان ببخشید.آشتی کنیم.بوس)

بوس میکنیم وآشتی میکنیم.

آلینا:دستال.اشکام(دستمال بده اشکهام روپاک کنم)

**********************

بین 5/11 تا12 شبه.کم کم داریم آماده میشیم برای خوابیدن.وارداطاق میشم میبینم علاوه بر5 یا6 تاعروسکی که باخودش آورده دوتاشمعدون های دکوری هم توتخته.اونهاروازش میگیرم.همین که برق خاموش میشه تازه یادش میفته.

آلینا:مامان سسی نیست.نی نی نیست.آقااغاقه نیست.(مامان خرسی نیست.نی نی نیست.آقاالاغه نیست)

حالادونه دونه ازهمونجاصداشون میکنه.

آلینا:سسی کجایی؟نی نی کجایی؟.....

***********************

وقتی دیگه یاهمه عروسکهاروآوردیاازصرافتشون افتادشروع میکنه.

آلینا:مامان بوس(بوس ازصورت)

پای راست وچپش رومیاره بالاتاببوسم.بعدنوبت دست راست وچپش میشه.اونم میبوسم

آلینا:مامان پشت ماساژ(پشتم روماساژبده)دوباره تکرارمیکنه یعنی این بارمن پشتت روماساژبدم.

یه چنددقیقه به اندازه صدباروول میخوره.

آلینا:باباعزیزی شیردرست.خواهش.(باباعلیرضاخواهش میکنم شیردرست کن)

بهش میگم شماشام خوردی.لالاکن هروقت بیدارشدی بابایی شیردرست میکنه.

آلینا:مامانی سسی (خرسی )خوابیده.نی نی خوابیده.مانی خوابیده.دایی متی(دایی مهدی ) خوابیده.دایی هادی خوابیده.میا(محیا)خوابیده.عموخوابیده و.....کل فامیل رواعلام میکنه که خوابیدن.

بوسش میکنم وپشتم روبهش میکنم وشب بخیرمیگم .نمیدونم کی خوابش میبره.حدودای یک یایک ونیم که بیدارمیشم خوابه.

و...........

 

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الینا

مامان متیه منم کباب...قربون این شیرین زبون برم من سپند یادت نره ها

نگین

ای جون دلم که اینقدر شیرین زبونه. اما مهدیه جون شما که ژست بدون عکس نمیذاشتی. بذار برت گردونیم سنگاژور. اونجا خوشگل بود عکس برامون زیاد میذاشتی و ما رو بد عادت کردی. تولد بابایی هم مبارک ایشااله همیشه سلامت باشن.[قلب]

نیمفادورا

به به... چقدر بزرگ شده... چقدر خانوم شده... دیگه اومدی و حسابی جا افتادی. حالا وقت چیه؟ قرار!!!

ميترا

قربون خودت و اون شيرين زبونيت برم من [ماچ]. واقعا كه لحظات شيريني هستن اين با هم بودنها .... خاطراتي هستن كه ديگه به عقب برنميگردن مثل خاطرات بدنيا اومدنشون ، تاتي تاتي كردنشون، راه افتادنشون و .... خدايا شكرت [گل]

مامان امیرحسین

آخه آدم فضول توی اداره ما زیاده من گفتم تا وبلاگ منو پیدا نکردن خصوصیش کنم ضایع شن [نیشخند] حالا پسورد برات خصوصی می زارم عزیزم [ماچ]

باهره مامان امیرپارسا

الهی الهی الهی من قربون این عروسم بشم با این بلبل زبونی هاش[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] کلی هم دلت رو برده با سخن پراکنی هاش[بغل][بغل][بغل] بابا کجا عقبه از حرف زدن یکی از آشنا های ما پسرش 30 ماهگی به حرف افتاد تازه هر وقت بهش میگفتیم با کمال خونسردی میگفت دکترش گفته تا 3 سالگی ایراد نداره[تعجب] من که پستت رو خوندم کلی دلم غش رفت[رویا]یاد آون موقع های پسری افتادم[رویا] برای آلین گلی و مامانش [ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل][ماچ][قلب][گل] خصوص هم داری گلم

محیا

سلام آلین خوشله قربونت بشم پیرو حرفای مامیت که گفت عروسکاشو بوس میکنه باید بگم روزی که من خون دادم گفتی خاله دست اوف گفتم بوسش کن خوب شه توام بوسش کردی بهت گفتم عاشقتم سوپر مدل توام که آدم تنها نمیذاری سریع تکرار کردی سوپر مدل

نسیم مامان آرتین

قربون شیرین زبونی هاش... راست میگی خیلی کلماتشون مثل همه... آرتینم از سرییییع خیلی استفاده میکنه.. خیلی با مزه است...:))) جیگرشو آلینم مثل آرتین عاشق کبابه

مامان رومینا

جونممممممممممم[قلب] چه جیگری شده مخملی.[ماچ] چه شیرین حرف می زنه. دلم ضعف می ره وقتی بهت میگه مامان متیه[بغل] متیه یه اسپند قلمبه براش دود کن[چشمک]

سحر

الهی من قربون اون خواهش کردنت بشم خانوم کوچولو .....اوینا هم پاهاشو میاره تا بوس کنیم کلی هم کیف میکنه ...قربون اون پاهای کوچولوشون بشم .[ماچ]خیلی شیرین حرف میزنه ...[ماچ]